صفحه اصلی

کمی درباره من

از یک Nokia N73 تا معماری سیستم‌های سازمانی

برنامه‌نویسی برای من با یک سؤال شروع شد: برنامه‌های روی گوشی چطور ساخته می‌شوند؟ امروز هم همان کنجکاوی را دنبال می‌کنم؛ این بار برای فهمیدن مسئله‌های کسب‌وکار و ساختن سیستم‌هایی که اجزایشان درست کنار هم کار کنند.

کارشناسی مهندسی نرم‌افزار
حمید سامیر در حال کار با لپ‌تاپ
01

۱۳۸۹ — ۱۳۹۱

کنجکاوی، اولین برنامه و اندروید

یک Nokia N73 با سیستم‌عامل Symbian داشتم. تلاش برای فهمیدن برنامه‌های آن، به یادگیری و اجرای اولین برنامه ساده‌ام رسید. بعد از ورود به رشته کامپیوتر، حدود سال ۱۳۹۰ توسعه اندروید را با Java و Eclipse شروع کردم. بسیاری از تجربه‌های اولیه تجاری نشدند، اما پایه حل مسئله و یادگیری مستقل را ساختند.

02

۱۳۹۲ — ۱۳۹۴

اولین پروژه تجاری و نیاز واقعی مشتری

اولین پروژه تجاری‌ام یک اپلیکیشن کاریابی بود. در همکاری با ایمن تک داده ایمن روی اپلیکیشن‌های سفارشی، پلتفرم آگهی، بازی اسم‌وفامیل چندنفره با Bluetooth و انتقال فایل برای مجموعه چاپ عکس کار کردم؛ تجربه‌ای از ساخت نرم‌افزار برای مسئله‌ای که واقعاً وجود داشت.

03

۱۳۹۵ — ۱۳۹۷

فریلنسری، خدمات خودرو و فروش B2B

در دوره فریلنسری، اپلیکیشن خدمات خودرو و نوبت‌دهی مکانیکی با سوابق و یادآوری سرویس‌ها ساختم. در سال ۱۳۹۶ اپلیکیشن «ارگان پخش» را برای یک شرکت پخش قطعات خودرو راه‌اندازی کردیم و در کافه‌بازار منتشر شد؛ بستری برای اتصال شرکت پخش به فروشگاه‌های لوازم یدکی بسیاری در سراسر کشور. تجربه عملیاتی این پروژه، بعدها مبنای بازنویسی آن با کارایی و کیفیت بالاتر و معماری چندسازمانی برای شرکت‌های پخش و تأمین‌کنندگان شد.

04

از ۱۳۹۸

از پیاده‌سازی قابلیت تا طراحی کل سیستم

علاقه داشتم در جلسه با کارفرما، تحلیل نیاز، طراحی دیتابیس، API و تصمیم‌های معماری حضور داشته باشم. مسیر بک‌اند را با ASP.NET Web Forms و VB.NET شروع کردم و سپس به ASP.NET Core رسیدم. از حدود ۱۳۹۸ تمرکز اصلی‌ام روی معماری بک‌اند و سیستم‌های قابل توسعه قرار گرفت؛ در کنار توسعه فول‌استک و رابط‌های مدیریتی.

05

از ۱۴۰۰

همکاری بین‌المللی و مسئولیت فنی گسترده‌تر

همکاری با تیم‌های بین‌المللی، تجربه پروژه‌های بلاکچین، Web3 و DEX را به مسیرم اضافه کرد. در یک پروژه حمایتی، علاوه بر بک‌اند، API، دیتابیس و بخشی از معماری، مسئول هماهنگی و مدیریت توسعه‌دهندگان فرانت‌اند بودم. توسعه پلتفرم‌های B2B و ابزارهای داخلی هم همچنان بخش مهمی از مسیر حرفه‌ای من است.

چطور به یک پروژه نزدیک می‌شوم؟

نیاز را روشن می‌کنم

قبل از انتخاب فناوری، فرایند کسب‌وکار، کاربران و محدودیت‌ها را می‌فهمم و درباره راهکار با کارفرما گفت‌وگو می‌کنم.

ارتباط اجزا را طراحی می‌کنم

داده، API، دسترسی، سرویس‌های بیرونی و پنل‌های کاربری را به‌عنوان بخش‌های یک سیستم می‌بینم، نه مجموعه‌ای از تسک‌های جدا.

برای ادامه مسیر می‌سازم

معماری ماژولار و کتابخانه‌های قابل استفاده مجدد را دنبال می‌کنم تا افزودن قابلیت و نگهداری سیستم در آینده ساده‌تر باشد.

پروژه‌های منتخب

آنچه به مسیرم معنا می‌دهد

باورها و جهان‌بینی من

یکتاپرستی

به خدایی یگانه و بی‌همتا باور دارم؛ خدایی که تمام هستی در قلمرو اوست و هیچ اتفاقی بیرون از علم و ارادهٔ او رخ نمی‌دهد. برای من، او تکیه‌گاهی نزدیک و مهربان است؛ سرچشمهٔ امید و هدایت، حتی وقتی تمام مسیر را نمی‌بینم.

باور دارم انسان در کنار تلاش، مسئولیت‌پذیری و انتخاب‌هایش، باید توان اعتماد کردن را نیز داشته باشد. توکل برای من یعنی سهم خودم را با آگاهی و تعهد انجام دهم و آنچه از اختیارم بیرون است به خدا بسپارم؛ همیشه همه‌چیز در کنترل ما نیست، اما هیچ‌چیز نیز خارج از نظم این جهان نیست.

این نگاه، بخشی از شیوهٔ زندگی و تصمیم‌گیری من است. کمکم می‌کند در برابر ناشناخته‌ها با امید قدم بردارم، در سختی‌ها فرصت یادگیری را ببینم و قدردان داشته‌هایم باشم. برای من، ایمان در زندگی روزمره معنا پیدا می‌کند؛ در درست انجام دادن کارها، مسئولیت انتخاب‌ها و آرامشِ ادامه دادن.